تفاوت‌های میلیونی بین ثروتمندان و فقرا

محمد جانبلاغی

« فاصله بین جایگاه امروزت و جایگاهی که لیاقتش را داری کم کن | هم اکنون زندگی ات را متحول کن »

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 65

در آینده‌ای نزدیک جهان سه‌طبقه‌ای به جهان دوطبقه‌ای تبدیل خواهد شد ولازم است که ما از همین حالا به فکرآینده باشیم تا قبل از حذف‌ شدن جایگاه‌هایمان، جایگاه بهتری به دست بیاوریم.

در وضعیت فعلی، انسان‌ها به سه گروه تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

گروه ثروتمندان،

گروه متوسط، و

گروه فقرا.


اما هر گروه را چطور بشناسیم:

ثروتمند کسی است که درآمد خود را به دارایی تبدیل می‌کند. یعنی هر پولی را که به دست می‌آورد سرمایه‌گذاری می‌کند.

متوسط کسی است که درآمد ماهیانه خود را بابت هزینه روزمره و قرض‌های خود از دست می‌دهد.

فقیر کسی است که درآمد خود را بابت هزینه روزمره پرداخت می‌کند.

تغییرات سریع و پرشتاب به ما نشان می‌دهند که به زودی گروه متوسط حذف می‌شود و تنها دو گروه در دنیا زندگی خواهند کرد. یعنی اقلیت ثروتمندان و اکثریت فقرا.

اگر کمی دقت کنید این نشانه‌ها را به راحتی خواهید دید که با ذکر چند مثال، آن را واضح و روشن بیان می‌کنیم.

در بهترین حالت یک کارمند با حقوق بالا یا یک مهندس و حتی دکتر، حدود یک میلیون و چندصدهزار تومان حقوق می‌گیرد. اگر او مستاجر باشد مجبور است حدود ۶۰ درصد آن را بابت اجاره خانه پرداخت کند. آیا با این وضعیت می‌توان امورات خود را با بقیه درآمد گذراند؟ آیا مبلغ باقی‌مانده کفاف زندگی فرد را خواهد داد؟

آن‌چه که مسلم است، مبیّن این قضیه است که با گذشت زمان تورم بالا می‌رود، اجاره‌خانه افزایش می‌یابد و زندگی سخت‌تر می‌شود. اما به تناسب آن حقوق و دستمزد بالا نمی‌رود.

طوری که این امکان وجود دارد که همۀ دریافتی فرد، هزینه اجاره خانه شود. این مشکل، مخصوص ایران نیست و در کل دنیا گریبان‌گیر همه شده است و جامعه جهانی آمادگی رویارویی با آن را ندارد.

ما در این یادداشت تلاش خواهیم کرد که تفاوت اساسی از نظر فکری و عملی را بین ثروتمندان و فقرا بیان کنیم تا با یک شبیه‌سازی و مدل‌سازی، افراد بتوانند مانند ثروتمندان فکر و عمل کنند و در دام فقر و بدبختی نیفتند.

***

یکی از مهم‌ترین قوانین طبیعت، کائنات و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، رابطه علت و معلول است. هرعلتی، معلولی دارد و هر معلولی، زاییده علتی است. پس هیچ چیز، بی‌دلیل نیست.

ثروتمندان، ثروتمندانه فکر و ثروتمندانه‌تر عمل می‌کنند. در حالی‌که فقرا، فقیرانه فکر و فقیرانه‌‌تر عمل می‌کنند.

سوال کلیدی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ چرا و به چه دلیل افراد به جای یک زندگی رویایی، به یک زندگی بخور و نمیر راضی می‌شوند؟

در تحقیق ما، تمامی دلایل و عوامل شناسایی شده‌اند که به‌طور مختصر و مفید در اینجا بیان می‌کنیم.

شاید پذیرش این موضوع برای فرهنگ عامه کمی سخت باشد ولی راهکار دیگری وجود ندارد و ما مجبوریم با رعایت آنها گامی به سوی ثروتمندان برداریم و در آینده، دست دیگران را نیز گرفته و به این وادی هدایت کنیم. به جای این‌که کسی را مجبور کنیم تا دست ما را بگیرد.

تفاوت‌های بین ثروتمندان و فقرا را در هفده مورد بیان می‌کنیم و در هر شماره یکی از آنها را تشریح خواهیم کرد. موضوعات به دست آمده، علمی ا‌ست و بر اساس بررسی و مصاحبه با افراد ثروتمند و فقیر و مطالعه زندگی آنها تهیه و تنظیم شده است.

این تفاوت‌ها بسیار ساده ولی سرنوشت‌ساز هستند. پس خواهشمندیم موضوع را جدی بگیرید و اسیر سادگی آنها نشوید.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  نقش مربی در رشد و تکامل فردی

فقرا، ظاهر را می‌بینند و ثروتمندان باطن را

عامه مردم ثروت را در داشتن خانه، خودرو، مبل، اثاثیه منزل، لباس شیک و مواردی از این قبیل می‌بینند و از ظاهر افراد در خصوص میزان دارایی او نظر می‌دهند واصطلاحا گفته می‌شود که عقل آنها به چشم آنهاست. پس چشم و هم‌چشمی می‌کنند و دوست دارند با به دست آوردن این اسباب و اثاثیه وارد دنیای ثروتمندان شوند.

غافل از این‌که این مسیر کاملا اشتباه و ناصواب است.

ثروتمندان به ظاهر قضیه توجه نمی‌کنند. آنها سرمایه اولیه خود را درگیر چیزهای بی‌اهمیت نمی‌کنند. بلکه تلاش می‌کنند تا از تک‌تک ریال‌های خود، ‌‌نهایت استفاده را ببرند.

باید قبول کنیم که منابع مالی موجود در دست هر کسی محدود است و اگر آن را بابت ظواهر و تجملات زندگی هزینه کنیم چیزی برای سرمایه‌گذاری باقی نخواهد ماند و پس از مدتی، مجبور خواهیم شد که برای گذران زندگی، زمان خود را به قیمتی ارزان بفروشیم یا کارهایی انجام دهیم که هیچ علاقه‌ای به آنها نداریم.

مهم‌ترین و اساسی‌ترین تفاوت این دو گروه، در این است که ثروتمندان دارایی پایه می‌خرند وفقرا دارایی بی‌پایه!

دارایی‌های پایه شامل پنج مورد هستند که عبارتند از:

سهام

کالاهای ارزشمند مانند طلا و نقره

ارز رایج کشورهای مختلف

اوراق تسهیلات بانکی

املاک و مستغلات

هیچ یک از این موارد، ظاهر براق و فریبنده‌ای ندارند و ارزش آنها همیشه در حال افزایش است وسیر صعودی دارند. آنها می‌توانند برای همیشه ما را ازکارکردن معاف کنند.

چون خودشان به طور دائم و شبانه‌روزی در حال کارکردن و ایجاد ارزش افزوده هستند.

البته مشاهده شده که عده‌ای، از مسکوکات طلا و ساختمان‌های مجلل برای خود نمایی سوءاستفاده می‌کنند که این موارد، مورد بحث این مقوله نیستند. چون ما دنبال ثروتمندان هستیم و نه ثروتمندنما‌ها.

دارایی‌های بی‌پایه، مصرفی است و با گذشت زمان، ارزش خود را از دست می‌دهند. تعداد آنها خیلی زیاد است که خارج از حوصله این نوشته است. ولی به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم که بدین شرح هستند: خودرو، مبل، مسکوکات طلا، سفرهای غیرضروری، غذاهای گران‌قیمت، لباس‌های فاخر و… و فقرا از داشتن آنها لذت می‌برند.

انسان‌های فقیر، عاشق موارد فوق هستند و تمام درآمد خود را هزینه آن می‌کنند در حالی‌که آنها پایدار و ماندگار نیستند. آنها نه تنها کمکی به درآمد ما نمی‌کنند بلکه با ایجاد هزینه مضاعف، ما را وادار می‌کنند که بیش از پیش کار کنیم تا بدهی‌های ایجادشده را پرداخت کنیم.

ثروتمندان در تلاش هستند که با ایجاد کار پاره‌وقت و چیدن ستون دارایی‌ها، به استقلال مالی برسند و زمان خود را به‌طور کامل آزاد کنند. یعنی آنها بیش از یک فرد معمولی کار می‌کنند.

از این رو، هرگز وقت کافی برای رسیدن به ظواهر قضایا و ایجاد زرق و برق ندارند. درحالی‌که فقرا به دلیل فکرنکردن به استقلال مالی، زمان کافی برای هزینۀ پول خود در رسیدن به ظواهر و ایجاد زرق و برق دارند. آنها دنیا را در زمان حال می‌بینند و اندوخته‌ای برای آینده ایجاد نمی‌کنند.

اگر در مهمانی‌ها، نشست‌ها و در مکان‌های عمومی و خصوصی توجه کرده باشید، می‌بینید که افراد ثروتمند بسیار ساده ولی تمیز هستند و بسیار خاکی و منطقی برخورد می‌کنند.

در حالی‌که افرادی با ذهن فقیر، تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا به دیگران تفهیم کنند که من تغییر کرده‌ام و آن تغییر و پیشرفت ظاهری را به دیگران گوشزد می‌کنند.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  نخبگان فروش چطور برخورد می کنند؟

یکی از مواردی که بسیار بسیار مهم است این است که در خرید دارایی‌های بی‌پایه مانند خودرو و مبل، هرگز، ثروتمندان خود را بدهکار نمی‌کنند و تا پول نداشته باشند اقدام به خرید نمی‌کنند و اگر هم پول داشته باشند یک خودروی معمولی بدون زرق و برق و به قیمت مناسب می‌خرند.

یعنی از پولی که قبلا به دست آورده‌اند هزینه می‌کنند. در حالی که فقرا به این مسائل توجه نمی‌کنند و چیزی که برای آنها مهم است، این است که به هر قیمتی، حتی به قیمت از دست دادن آینده خود، خودرو به ‌دست بیاورند و یک عمر قسط آن را پرداخت کنند.

نکته جالب توجه این است که ثروتمندان با درصد بسیار ناچیزی از درآمد ماهیانه خود زندگی می‌کنند و بقیه را سرمایه‌گذاری می‌کنند. در حالی که هزینۀ ماهیانه فقرا چندین برابر درآمدشان است و این سوال پیش می‌آید که چگونه این امر امکان‌پذیر است و این مبلغ اضافی از کجا می‌آید؟

درجواب این سوال باید بگویم که فقرا با فروش زمان آینده خود و گرفتن وام و بدهکارکردن خود، این مبلغ را به دست می‌آورند و در آینده فقط و فقط کار خواهند کرد تا بدهی‌هایشان را بپردازند و آن‌قدر مشغول خواهند بود که هیچ زمانی برای پولدارشدن نخواهند داشت.

زندگی ساده ثروتمندان و زندگی پرخرج فقیران

یکی از موارد مهمی که می‌توان به آن اشاره کرد، وضع ظاهری افراد است. ثروتمندان سعی ندارند که ثابت کنند ثروتمند هستند؛ نظر دیگران برای آنها مهم نیست.

در حالی که فقرا، تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا به دیگران ثابت کنند که ما ثروتمند هستیم. نمونه بارز این مثال، شخص «وارن بافت»، یکی از ثروتمند‌ترین افراد جهان است و چند بار هم به عنوان ثروتمند‌ترین فرد دنیا، توسط مجله فوربس انتخاب شده است.

اگر به ظاهر این فرد نگاه کنید اصلا متوجه نخواهید شد که او ثروتمند است. او ساعت مچی گران‌قیمت به دست نمی‌بندد و اصلا شک دارم که ساعت مچی داشته باشد.

خودروی صفر کیلومتر گران‌قیمت سوار نمی‌شود.

در خانه ساده‌ای زندگی می‌کند. لباس‌های ساده می‌پوشد. غذاهای آن‌چنانی نمی‌خورد. در سفر از پروازهای درجه یک استفاده نمی‌کند و در مجموع، نَفْس خود را بردۀ خود ساخته است. نقطه مقابل این فرد، فقرا هستند. آنها حقوق یکسال خود را می‌دهند تا یک ساعت مچی سوئیسی بخرند و در انظار عمومی جلب توجه کنند.

خودروی صفر کیلومتر لیزینگی می‌خرند تا حقوق پنج ساله خود را به صورت اقساط بابت آن پرداخت کنند. درخانه گران‌قیمت اجاره‌ای زندگی می‌کنند تا نصف حقوق ماهیانه خود را از دست بدهند.

غذاهای آن‌چنانی می‌خورند تا درصد قابل توجهی از درآمدشان هزینه خورد و خوراک شود. لباس‌های فاخر می‌پوشند تا حقوق دو ماه خود را برای آن بدهند. گاهی به یک سفر تفریحی با پروازهای درجه یک می‌روند تا حقوق چندماه آنها را بگیرد و در مجموع، کنترل نَفْس خود را از دست داده‌اند و اسیر و بردۀ آن شده‌اند.

شما بگویید:

دربارۀ نکاتی که در این مقاله مطرح شد چه نظری دارید؟ شما چطور زندگی می‌کنید: ثروتمندانه یا فقیرانه؟ نتیجۀ زندگی‌تان تاکنون از لحاظ مالی چگونه بوده است؟ چقدر از جنبۀ مالی زندگی‌تان راضی و خوشحال هستید؟

لطفا پاسخ‌ها و دیدگاه‌های خود را اینجا بنویسید. سپاسگزاریم!

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟


اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی
Share on Facebook
Facebook
Share on Google+
Google+
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 4 =